X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

یه روز مفید!!!

بازم یه روز دیگه با فرق عمده....ببخشید فرق گنده....

امروز از صبح کلا مشغول درس بودم بدون اینکه حتی موبایلم رو جواب بدم.ملت زنگ می زدن منم به ککارم ادامه می دادم کلا روز خوبی بود البته واسه جبران عقب افتادگی ها.روز مفیدی بود.

داشتم فکر می کردم نزدیک 2 هفته عقب افتادگی دارم.ا ماه لای دفتر عربی رو باز نکردم واسه همین الان بسی زیاد نگرانم.

از جمله چیزای دیگه که بهش فکر کردم به خریت چند نفر بود هر کدوم به نوع خودشون.واقعا نمی تونم نگران نباشم.

داشت در مورد اون ماجرا هم بازم بهش فکر می کنم یه جوری لذت بخشه واقعا دارم به جنون نزدیک می شم حتی انگار وسط جنونم از خدا می خوام یا اون طوری که دوست دارم بشه یا فراموشش کنم.






آمین.یا ارحم الراحمین و یا اسرع الکنسرتین عند الاستیج المتالیکا و الاونسنس و المکادث و سایر الهیات موسیقیة الشیطانیة....

فرازی از زیارت استیج

کاری از امین(یکی از دوستان)

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 21:40 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد