X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

بد؟؟؟...نه خوب؟؟؟؟...اه کدومش؟؟

بازم سلام....

همیشه آدما خودشون رو واسه اتفاقاتی که قراره بیفته آماده می کنن

اما وقتی اون اتفاق نمی افته یا اینکه اتفاق غیر قابل پیش بینی می افته...عکس العملشون چیه؟

رنگشون می پره

به هن هن می افتند

نمی تونن حرف بزنند

هزار تا درد و مرض دیگه....

شاید این اتفاق غیر قابل پیش بینی خوب باشه یا شایدم بد باشه...هر آدم عاقلی ترجیح می ده که خوب باشه...واقعا چرا بد باشه...

شاید ما قدرت تشخیص خوب و بد رو نداریم؟

اصلا خوب و بد چیه؟

من اگه 5 سال پیش اتفاقی واسم افتاده خوبه یا بده؟

شاید به نظر من اون موقع اون اتفاق بد بوده اما 4 سال دیگه اگه بهش نگاه کنم شاید به نظر خوب بیاد

بعضی ها اسمش رو می ذارن قسمت من بهش می گم سرنوشت

سرموشت یه کتاب هستش که نوشته شده اونم چرک نویس و این ما هستیم که سرنوشت خودمون پاک نویس می کنیم جایی نیاز به تغییر داشته باشه تغییر می دیم اما بعضی جاها هم نمی شه تغییر داد چون داستان از مسیر خودش خارج می شه....

و زندگی همینه...سعی کنیم هر چی توش می بینیم رو به قول قدیمیا به فال نیک بگیریم

بای

تاریخ ارسال: جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 17:28 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (3)
جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 21:35
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوتا جا قلط املایی داشتی نمیگم کجاست خودت بگردی پیدا کنی
پاسخ:
درست شد....معمولا غلط املایی زیاد دارم
جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 21:36
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ولی اینکه بد باشه و حتی چند سال بعد ضررشو حس کنی خیلی عصاب خورد کنه!!
پاسخ:
کلا چه الان چه چند سال بعد حس کنی
اعصاب خورد کنه
شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1391 13:28
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اشکال نداره منم قلت ضیاد دارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد