X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

از چی بگم؟

سلام....دیگه همه فهمیدن من حالم زیاد خوش نیست

نگاه نکنید میگم می خندم...حالم خیلی بده

تازه فهمیدم که یه ماه کنسرت اونسنس رو عقب انداخته بودم...یعنی کنسرت 2 تیر ه نه 2 مرداد

یعنی من نمی تونم برم

تمام برنامه ریزی هام هیجی...هیچی ها

دیگه این گارسیا که به تازگی از خود کشی دست برداشته به من تیکه می اندازه

والا

اه ه ه ه ه...کجا بودم

آهان

داشتم می گفتم حالم بده

نه اینو گفتم

یه چیز دیگه می خوام بگم

آهان از پشت صحنه میگن توت

آره درخت توت

اگه این درختای توت نبودن می دونی چی می شد؟

هیچی این ملت بی کار که با سرعت نور توت می خورن بیکار می شدن

چرا کار کاسبی اینارو خراب کنیم؟

چنان سرعتی تو توت خوردن دارن که اوسین بولت تو دو 100 متر نداره

نمی دونم

دیگه مثه قدیم نمی تونم بنویسم

حالم خیلی بده

رو به موتم

فعلا بای

اگه منو ندیدید بدونید یه بلایی سر خودم اوردم


تاریخ ارسال: یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 22:13 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد