X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

یکتا!!!!!

سلام

الان که دارم این پست رو می نویسم به حرف مامانم بالاخره رسیدم...

همیشه میگه دنیا گرده هر کاری کنی زرت میاد می خوره پس کلت....

البته با این لحن نمی گفت

الانم تاوان کار5سال پیش زرت اومده خورده فرق سرم

یه جورایی زخم خوردم...زخم روحی...از نوع ساتوری

زخمی به عمق یه عمر

یه عمر نه...5 سال بسشه

یه اعترافی باید بکنم اونم اینه که تو این 5 سال حسرتش رو می خوردم

اما الان دارم درد می کشم

زجر

یه چیزی بالاتر

یه جورایی بعضی وقت ها به خودکشی اینا فکر می کنم

اما همین درون رو اعصاب نمی ذاره

میگه بجنگ...بجنگ

شاید تنها دلیلی که نمی ذاره یه آدم معمولی بشم همین درونه

دوسش دارم چون خاصم می کنه....

"نوکریم"

بسه دیگه...خوشت نیاد

ولش کنید

چرا از بحث منحرف می شیم 

3 تا پست دارم با خودم ور می رم اسمت رو بیارم یا نه...یکتا خانوم

اصلا چرا داری با من بازی می کنی؟

100بار دیگه هم حاضرم بگم غلط کردم ولی تو حرف هام نمی شنوی

شدی یه نفر یه گوشاش رو گرفتته

و مجبورم با واسطه باهات صحبت کنم...اونم چه واسطه ای....

دلال دزد...یه پست من به این تیکه نندازم نمی شه...نمی دونم می چسبه

خب دیگه...بسیار خالی شدم

-------------------------------------------------------------------

پ.ن1:از همه کسانی که این وبلاگ رو می خونن ممنونم اما منم یه آدمم فقط یه کم طبیعی نیستم

پ.ن2:از همین لحظه هر گونه موز و مشتقاتش که منو یاد 5سال پیش بندازه تحریمه

پ.ن3:جرات رو به رو شدن با حقیقت رو ندارم....

پ.ن4:کی فکرشو می کرد من با اون همه غرور به این روز بیفتم....

پ.ن5:بازم حرف مامانم...زمین گرده.....کاری نکن زرت بخوره پس کلت

تاریخ ارسال: شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:50 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (1)
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1391 18:43
Hamid
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممل آقا..بمیرم برات..چی میکشی؟
حالا نه جدا..چی میکشی؟؟
پاسخ:
هیچی به خدا
پاک پاکم مثه فرشته
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد