X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

پست شب جمعه اس دیگه...گیر ندین

درووود.......دروووود....شکیبا باشید

شکیبا باشید

الان واسه چی باید شکیبا باشید؟

"والا"

نه دیگه.....بذا پستم رو بدم سه خط آخر رو می دم بهت

"دروغ می گی مثل سگ"

بی ادب....

"مثل همون کنسرتاس که گفتی بیا با هم بشینیم ببینیم بعد گفتی بذا فردا"

بد بخت می خواستم زندگیت از یک نواختی خارج شه

"آره آره جون عمت"

چی کار به عمم داری...؟؟؟
"همین طوری"
......

نمی ذاره که حرف بزنم...خب چه خبر؟
می دونید فقط 26 روز این طورا مونده تا کنکور؟

یعنی الان کنکور بغل گوشمه...نه جلو جشممه نه...نه

به هر حال نزدیکه

کلی امسال یه جوری بودم اما این 1 ماه آخر خیلی خوب شدم

فراموش کردنش خیلی سخت نبود بر عکس چیزی که فکر می کردم

راستش به خودم امیدوار شدم

واسه ما دعا کنید

دگر آنکه امروز موهامو زدم شدم جیگر

""

و آنکه الان کل کنسر های متالیکا جلو چشمه ولی

دلم نمیاد ببینم

چه دلی دارم من....نه می خوام بذارم فردا ببینم....این طوری هیجان بیشتره

این علی رضا امروز لباس متالیکا پوشیده بود و منم لباس اونسنس عجب چیزی شده بود

انگشت نما ملت شده بودیم

هیچی دیگه یه بنده خدایی هم که اهل متال و راک بود علی رضا رو گیر اورده بود باهاش تبادل اطلاعات می کرد

یه ربعی فک کنم یه ضرب حرف زد....145باز جزوش رو از عقب تا جلو رفت این علائم گروه ای متال رو به ما نشون داد

حالا به قول خودش گوشه گیر بودا ولی ...

هی...اینم شد زندگی

هیچی دیگه این کفش متالیکا هم کرمش افتاده تو جونم ولی مشکل اینه که یه کفش دیگه هم می خوام

اگه مملم....جفتش رو می خرم حالا نگاه کنین

اینارو بیخیال

هفته خوبی داشته باشید

با اجازه....

درون جان بیا حرف بزن

"چه عجب .....به قولت وفا کردی....تو چرا دقیق تعریف نمی کنی؟

سوتی که تو کتابخونه دادی رو؟
بذا پس بگم..."

خودم می گم

هیچی آقا داشتیم درس می خوندیم که یهو سیم هندزفری از تو گوشیم در رفت یهو دیدم همه کتاب خونه به صورت متعجب دارن منو نگاه می کنن.....هیچی دیگه سوتی به این گوندگی دادم

اینم واسه ما آبرو نمی ذاره

"حقته....تا تو باشی از اون کارا نکنی"

آقا ما بریم تا این بیشتر از این آبروریزی نکرده



تاریخ ارسال: جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:40 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (14)
جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 23:56
MR. Garcia
امتیاز: 0 0
لینک نظر
" این علی رضا امروز لباس متالیکا پوشیده بود و منم لباس اونسنس عجب چیزی شده بود "

کثافتا ...
منم میخــــــــــوام !!!
پاسخ:
ه ه ه ه ه.....
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 11:41
Milad
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممل خیلی آشغالی
لباس Evanescence داری
خریدی یا چاپ کردی؟
پاسخ:
واسم اوردن
چاپ که نمی شه کرد
کیفیت نداره
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 14:13
MR. Garcia
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آها راستی یچیز دیگه ...
فقط برا اینکه بدونی :
این پستت رسماً پست شب شنبه حساب میشه !!! :-"
پاسخ:
ایدش ماله شب جمعس.....
خودش ماله شب شنبس
چی شد؟
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 19:15
pooria
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب...
دیدم این دوستان خیلی بهت ابراز لطف کردن،گفتم منم یه بروزی بکنم.
ناشکر ،قدر این درونتو بدون.گیر درون بیشعور انتقامجو نیفتادی،درک نمیکنی.قدرشو بدون.
پاسخ:
این از هر چی درون من دیدم بدتره
خدا نکنه چیزی بخواد اصلا نمی تونم جلوش رو بگیرم
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 22:38
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کلا نوشتنته درونت رو بیشتر دوست دارم
پاسخ:
سرویسم کرده
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 22:38
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی وب جدید زدم خاستی بیا
پاسخ:
مبارکه
شیرینی؟
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391 22:41
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ننمیدونم این نظر اخریم اومد یا نه پس بازم میگم: وب جدید زدم بیا
پاسخ:
شرینی؟
یکشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1391 11:02
Hamid
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممل..تا حالا فکر کردی..ممل درونت و بیشتر دوست داری یا ممل بیرونت رو؟
پاسخ:
ببین این که تو الان از من می بینی یه تلفیقی از این دوتاست
جفتشون گه اند
درون رو بیشتر دوست دارم چون پیچیدس
دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 02:06
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میدم بهت
منظورم شیرینی بود


خراب!
پاسخ:
بسیار بسیار بی ادب
فقط دوبل بده
شیرینی رو می گم
دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 16:29
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم امسال کنکور دارم ولی از تاستون مثه خر میخوندم ولی نمیدونم الان دو ماه شل شدم اصن حس درس خوندن نیس!‏
پاسخ:
بهار و ففصل طبیعت و خواب
رها کردن درسه دیگه
باز خوبه تابستون خوب خوندی
ولی من می رم کتاب خونه تا حدودی این حس درسه میاد
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 17:00
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برو بابا هر چی تو تابستون خوندم یادم رفته این ماه آخر خیلی مهمه ک منم مثه خرا انگار نه انگار
پاسخ:
اون که یه دوره کنی یادت میاد
چرا این یه ماه آخر ول کردی؟
مگه نمی خوای قبول شی؟
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 19:43
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمیدونم خر شدم دیگه خر!‏
حالم خرابه داغونم اصن یه وضی
توقعاتتم آوردم پایین مثلا از پلیمر امیر کبیر اومدن روی پلیمر علوم تحقیقات!‏
بدتر از همه این رتبه های سنجشه ک وااای در حد لالیگا خراب میکنم!‏
پاسخ:
حالت دیگه واسه چی خرابه؟
نه دیگه باید جاه طلب باشی
منم سنجش رو ترکمون زدم
ولی همیشه زمان واسه جبران هست
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 21:22
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واسه همین اوضاع سردرگمم!+یه سری اتفاقاتی ک در آینده قراره بیفته!‏
لعنت ب سنجش خخخخخ لعنت ب کنکور!‏
پاسخ:
بش باد
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1391 00:58
SaRa
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم لباس میخوامممممممممممممم !!! نامرد وای من هلاک این سوتی های توام حالا چی گوش میدادی؟
پاسخ:
Ost lion king
فک کنم ترکcircle of lifeبود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد