X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

Wake Me UP

بیدارم کن

من نمی تونم بیدار شم

خونم رو به جریان بنداز

منو از هیچی که دارم بهش تبدیل می دن نجات بده

منو از تاریکی نجات بده

-------------------------------------------------------------------

جالبه

امروز یکی نبود که ما رو از خواب بیدار کنه

تا ساعت 1 گرفتیم خوابیدیم

اصن یه وضعی ها

پس امروزم به سلامتی رفت هوا

به هر حال یکم استراحت لازمه

دیگه واستون بگم که این روزا حالم خیلی خوبه

یه جورایی مثه یه کفتر سبکم

و مثه یه عقاب تیز

اما درست مثه یه عقاب تنهام

حتی درونمم دیگه باهام کاری نداره

تنها تر از گذشته

سردرگم تر....با مشکلات بیشتر و بدتر

یه سری حرفه که هنوز نه وقت گفتنش هست و نه جاش این جاست بگم

یه جورایی نقش قبر ه اما این حرفا باید گفته بشن

یه روزی و یه جایی می گم

از این نظر شک ندارم

اما بحث اصلی اینه که من موفق دارم می شم

دعا کنید اوضاع همین طوری پیش بره

خدافظ


تاریخ ارسال: شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 17:44 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (3)
یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391 12:11
شایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دعا میکنم
دعا میکنم پله های ترقی رو دوتا دوتا بیوفتی پایین ما کر کر بهت بخندیم
یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391 21:10
Milad
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پروردگارا این خل (ممل) ما را به آرزوش برسون
بیا اینم دعا برو حال کن
Wake Me Up
سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1391 18:54
سیمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تنهایی برای عقاب هاست و کفتار ها همیشه با هم!
این روزات تموم میشه!
پاسخ:
امکانش زیر 1 درصده تموم شه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد