X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

قفل کردم!!!

سلام

می دونم این آخریا دارم چرندیات می نوشتم

خودم از دست خودم خسته شدم

الان یه 1 هفته ای میشه در حال فکرم...فکر به همه چی و همه کس

اصلا قفل کردم

اگه از من بپرسن سخت ترین کار دنیا چیه می گم فکر کردم

تا حالا شده چنتا کار رو با هم انجام بدید؟
احتمالا جواب آره است دیگه اما تا حالا شده فکرتون مشغول باشه و بتونین یه کاری درست انجام بدین؟
خب نه دیگه

واقعا سخته

بعد از این همه مدت به یه نتیجه رسیدم اونم اینه که به نتیجه ای تو این فکر کردن نخواهم رسید

نه

خب نمی رسم

اما به یه نتیجه رسیدم

که به نظرم عملی کردنش غیر ممکنه

خب پس به هیچ نتیجه ای نرسیدم

..........

راستی یه خبر اگه برنامه جور بشه این هفته داریم می ریم شمال...

چقدر حال بده

شایدم من حالم خوب شه

کی چی می دونه!!!



تاریخ ارسال: جمعه 23 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 23:07 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (2)
شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391 19:39
فرشته
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ممل
تو وبم اسمتو اوردم
پاشو بیا اینقد ول نچرخ تو نت
استاد نظر یادت نره هاااااااااااا
اولین پست رو در هنگام اوت پارانویید دادم
پاسخ:
ها؟
کی من؟
یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 16:31
فرشته
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا اینقد سوت و کوره؟؟؟؟؟/
هیشکی اینجا نظر نمیزاره ایا؟ چرا؟
من اومدم بخونم بعدش فهمیدم الان کارای واجب تری هم هست این شد که دوباره تشریفمو برداشتم اومدم نت
پاسخ:
چرا سوت می زنی؟؟؟
ملت میان می خونن میگن بیچاره...
نظر ندم بهتره
همین دیگه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد