X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

اول مهر و بوی ماه مدرسه

خب بالاخره انتظاراتتون به پایان رسید

دوباره تبلیغا شروع میشه به "کانون بیایید" یا "کوشا ماشین رو شستی؟"
"آره مامان جون"
مامان به دوست مامان:"کوشا از وقتی که می ره کانون برنامه ریزی هاش عالی شده و پیشرفت درسی داره"

از این چرت و پرتا

البته یه امیدواری بدم...ما که هر جا رفتیم بیابون شد از هرجا که رفتیم آباد شد....

اصن بعید نیست فردا وزیر بیاد بگه مدارس شده یه روز در میون...یا کنکور نداریم...یا دخترا و پسرا میرن یه مدرسه از اینا...

فردا می رین مدرسه..آقا ناظم با یه برگه تذکر میاد پیشتون در مورد نحوه پوشش و ناخن و موی سر از این چیزا

منم از فردا طبق روال سابق هستم در خدمتتون سوالی داشتین مطرح کنید...خجالت نکشیدا


همین دیگه....دیدم حیفه پاییز شروع شده پست ندم...راستی تولدمم نزدیگه کمتر از 48 روز مونده به فکر باشید تا شاید رستگار شوید

از الان دارم رو متن کار می کنم مثلا

"تولد یگانه منجی عالم بشریت حضرت ممل رو به خودش و پیروان اسکلش و دوستای **خلش تبریک می گیم"

چه آخرش قافیه جور شد....به هر حال خوشا آن روزگاران به قول یکی از بچه ها...

دیگه واقعا همین

تاریخ ارسال: شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 03:41 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (4)
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 20:59
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ااااا!‏ شیرینی تولدتم باید بدی!‏ من نخوردم. خب شد دوتا شیرینی!‏
پاسخ:
تولد؟؟؟؟
تولد کی؟؟؟؟
تولد نداریم
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 21:02
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب جلو جلو شیرینی تولدتم بده،اصن یه جا با شیرینی دانشگات بده!‏
پاسخ:
در خدمتیم...
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 22:44
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چن نفری ؟!‏
پاسخ:
مگه تاکسی خطیه؟؟؟؟
خودم هستم در خدمت
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1391 09:22
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
‏=‏‏)‏‏)‏‏)‏‏)‏
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد