X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

عجبا...این چه هفته ای بود؟

به به

سلام بر همگی 

نمی دونم بگم جاتون خالی یا خوب شد نبودین یا هر چیز دیگه ولی بالاخره هفته عجیب غریب ما تموم شد

عجیب غریب بود اساسی...نمی دونم اسم اون هفترو چی بزارم

هفته شیطانی

هفته عجیب....هفته غریب

هفته داغون

هفته خراب

مثه اینا که تا دو شب تو تخت طاووس پلاسن

هر اتفاقی که فکر کنید واسه ما کنید...از تصادفات غیر متقربه گرفته

تا درکه رفتن و افسردگی و سر خوشی و خندیدن و هزار کوفت و زهرمار دیگه

از اینا گذشته امروز رفتم سر کلاس دیدم شکم استادمون اومده جلو....

من:
آبراهام لینکلن:

الکساندر دوما:
پطر کبیر:

وزیر بهداشت:

مبارکه....ایشالله یه کاکل زری باشه...به کوری جشه اونا که امروز این خبر رو دادم چپ چپ نگاه کردن

والا کسی که حرف ما رو باور نکرد این بارداره ولی فردا روز که سر از کلاس یهو پرید دستشویی اون روز به حرف من می رسید

خب بگذریم...داشتم در مورد هفته پیش می گفتم

اصن از کجاش بگم؟

من هم توش سرخوش شدم...هم ناراحت...هم عذاب وجدان گرفتم...هم خبر شوک آمیز شنیدم

هم خبر خوب...هم خبر بد....اصن یه وضعی...قیمت دلارم نذارید بگم...

هفته پیش اندازه یه سال گذشت...نه اینکه طول کشید...نه....اتفاقاتش مثه 1 سال بود

از همه مهم تر....تو هفته پیش یه حقیقتی رو فهمیدم...اونم اینه

اینه که

5 سال....5 سال من احمق خر گاو...در جاهلیتم...این اصن اون نیست...یعنی من اصن اینو نمی خوام...که اونو بخوام...اگه اون بخوام اینو نمی خوام...اینم بخوام اون به من چه؟
دانشگاه باید دانشگاه باشد دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست

(می دونم توضیحاتم کامل بود لازم به ذکر نیست)
دیگه چه کنیم

مگه ما دل نداریم رمزی حرف بزنیم؟؟؟؟؟

والا

از غذای دانشگاه بگم....

"چیزی که تو غذای دانشگاه می ریزن حتی,حتی به گربه های خیابون نمی دن...لا مصبا...فکر کردن اومدیم آشویتس"
هنوز من تو این موندم که اسم هفته پیش رو چی بزارم

این هفته  هم فکر کنم مثه هفته پیش میشه

از صبحش معلوم بود...مگه نه اشکان؟؟؟؟
من صحبتی ندارم...خودش بیاد ماجرای امروز ور شرح بده

-------------------------------------------------------------------------------

خب....قسمت مورد علاقه خودم...پی نوشت

پ.ن1:از همین تریبون روز ملی آمار رو به همه تبریک می گم...باشه 1000 سال به این سالا

تبریک جانانه میگم به دوستان گل و بعضی خل خودم

پ.ن2:علیرضا,دیدی پا حرفم موندم....من مرد روزای سختم...البته الان مسافرته ولی به هر حال

میاد میبینه دیگه

پ.ن3:اگه بخواد این هفته مثه هفته قبل باشه...من دیگه قاطی می کنم...خدکشی رو شاخشه

می زنم به سیم آخر

دیگه همین

صحبت خاصی ندارم

بدروووووود

تاریخ ارسال: شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 19:52 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (7)
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 19:56
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به به عجب پست داغی!‏
پاسخ:
داغ...داغه
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 19:59
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میری دانشگاه درس بخونی یا تشخیص سونوگرافی بدی؟ :-‏|‏
پاسخ:
به خدا حواسم به درس بود یهو دیدم شکمش زده بیرون چی بگم من آخه؟
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 20:04
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
والا ما نمیتونیم اینجوری تشخیص بدیم!‏ شما پسرا آخرشید ب خدا
پاسخ:
مگه چی کار کردم آخه؟
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 20:45
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
:‏)‏ هیچی. عصبانی چرا؟!‏
پاسخ:
نمی دونم
امروزز رو مد نیسم انگاری
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 21:30
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاید ب خاطر شیرینی باشه!‏ اصن نمیخوام :‏(‏
پاسخ:
چه زود قهر کرد این یکی
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 22:55
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1391 14:05
آمار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این چرت و پرت ها چیه؟؟ پسر خوب!!!!!!!!!
پاسخ:
ها؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد