X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

می دونم که نمی دونم!!!

سلام

این روزا حتی حتی واسه خودمم غیر قابل پیش بینی شدم

خودم هم نمی دونم چی تو سرمه...چی کار می خوام بکنم...چه برسه دیگران

همیشه واسم سوال بود

"این پوچ گرایی که میگن چیه؟اصن آدم چرا باید بهش برسه؟چرا آخرش مرگ؟"

الان خودم رسیدم بهش...می دونم هدف ندارم...آخرشم خلاص

می دونم مخم هنگه...کار نمی کنه..می دونم آدم عجیبی شدم

می دونم این روزا زیاد تو فکر مردنم...می دونم این روزا فقط بد بینم...می دونم این روزا فقط گیر می دم

می دونم روز به روز دارم بی اعتقاد تر می شم به چیزایی که پایه هر اعتقادیه که همه بهش اعتقاد دارن

و هزارتا می دونم دیگه

اما

نمی دونم دارم عوش میشم؟...دارم از تو منفجر میشم؟

مخم داره پوست میندازه؟

فک کن واقعا...من چمه...هر کی ازم می پرسه چمه می گم نمی دونم...زمان می خواد خوب شم

از اون جایی که ملت معمولا وقتی عاشق میشن این طوری طرف رو می پیچونن
الانم همه فک می کنن من عاشق شدم اما خب 1% هم این طوری نیست

نمی دونم شاید شدم و نمی دونم

اما 

نشدم...به قیافم عاشقی نمی خوره

ولش کن

اصن این حرفا گفتن نداره

دوست ندارم گند بزنم تو شادی بقیه اما خب این قضیه جدا از اینکه فکرمو مشغول کرده جسمم هم تعطیل کرده

دیگه بروز ندادنش میشه مثه اینکه بری یه چیپس بخری که درصد سیب زمینیش از هواش بیشتر باشه

اصن اینم ولش کن گفتن نداره

امروز 15 آبانه...میشه شب تولد اشکان..فک کن

شاید فردا حال پست نداشته باشم واسه همین,همین جا تبریک میگم
تولدت مبارک!!!!!
اصن هرچی آدم باحاله آبانیه...

بازم میگم تولدت مبارک

ایشالله بعد چند سال بابا شی...یه جفت دو قلو به نام های مهرسا و مهسا
منم فک کن بشم عموشون....فک کن

عمو ممل...والا 

تاریخ ارسال: دوشنبه 15 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 21:36 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (9)
دوشنبه 15 آبان‌ماه سال 1391 23:25
AsHKaN-Akai
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فدای تو داشه گلم
پاسخ:
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 11:46
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حس هایی مثه پوچی و اینا هی میگیرن ول میکنن.واسه من یکی ک اینجوریه!‏ :‏)‏
مگه قرار نبود ک + اندیش بشی؟ :‏|‏ باز ک داری از ناامیدی و مرگ میحرفی!‏
پاسخ:
سعی می کنم
اما نمیشه!!!!
اصلنا نمیشه ها!!!!
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 13:47
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اگه بخوای میشه :‏|‏
پاسخ:
نمی دونم
می خوام نمی شه!!!!
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 19:44
فری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اینا همه طبیعیه. نمی دونم چند سالته و در هر حال طبیعیه. اصن زیادی مگه به جز این حسا چیز دیگه ای هم هست؟! زندگی همیناست + مخلوطی از یه سری حسهای شادی و غم و دیگه. اساسش همیناست. وقتی بهش عادت کنی زندگیت میفته رو روال عادیش. فقط باید سعی کنی زودتر عادت کنی! که شاید یه چند سالی طول بکشه! همین
در ضمن ما آبانی نیستیم، ولی بچه باحالی هستیم (اِهِم)
تولد آق اشکانم مبارک! کی بشه چش ما روشن بشه به جمال آق اشکان!
پاسخ:
زندگی من این مدت عجیب غریب پیچیده شده
نمی دونم چی بگم!!!!
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 22:11
فری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اون خط اول منظورم زندگی بود، نه زیادی!
پاسخ:
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 23:04
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حالا چی میشه اگه ۲ تا دونه پست بذاری ک از ناامیدی نباشه!‏ یکم شاد باشه و توش دو تا اتفاق خوب افتاده باشه؟ :‏)‏
پاسخ:
ایشالله از شنبه:دی
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 11:45
فرشین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممل راست میگن خوب...یه پست دیگه اینجوری بزاری درونت با دایناسورا برمیگرده هااااااااا

از ما گفتن بود
پاسخ:
منتظر کارهای بعدی ما باشید
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 11:46
فرشین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی تولد اشکان هم پساپس مبارک


پاسخ:
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 21:24
Hamid
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حتی گردوهای پوچ هم پوست محکمی دارن...در عوض سبک تر از بقین..به پوچی رسیدن خوبه..چون سبک میشی..از زمین فاصله می گیری..چیزایی که خیلی ها براش جون می کنن،برات بی معنی و خنده دار میشه..تا حدیش خوبه..اما مواظب باش OD نشه.. اما یادت نره که محکم باشی و جلوی اهلش سفره دلت و باز کنی..
پاسخ:
عاشق جملات قصارتم حمید خان
جملاتت تکه اصن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد