X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

بخند...دنیا 2 روزه!!!

سلام

چطورین؟
میگین دید مثبت

دید مثبت؟
این چند روز خیلی سعی کردم داشته باشم

و تا حدودی موفق بودم

5 شنبه تولد 18 سالگیم بود

یکی از بهترین روزهای زندگیم

اونقدر خوب بود که قابل توصیف نیست

واسه همین تعریف نمی کنم

اما واقعا خیلی بهم خوش گذشت

اما یهو

یهو نمی دونم چی شد

وقتی همه چی خوب پیش می ره یه چیزی باید زارت بخوره پس کلت که

"هی دوست عزیز زندگیت خیلی بکامه؟؟؟؟"
تو هم میگی...آره...دارم از زندگیم لذت می برم

اما خب اگه قرار بود زندگی همیشه به کامت باشه که اصن دلیلی واسه وجود داشتن این وبلاگ و 

شخصیت عجیب غریب من وجود نداشت...می شدم یه آدم کاملا معمولی با یه سری عقاید کلیشه ای و حرف های کلیشه ای
اما حالا که هست باید ساخت....منم دارم میسازم

شاید بگید
"اینم دلش خوشه...دوتا مشکل افتاده مثه بختک رو زندگیش فک کرده بد بخت ترین آدم روی زمین ئه"
اما خب این طوری نیست...بد بخت ترین آدم نیستم

اما اینو می دونم هیچ مشکلی بدتر از این نیست که یه مشکلی باشه اما ندونی مشکل چیه
و هی حالت بابت اون مشکل که نمی دونی چیه خراب شه
خراب شه
خراب شه

و خراب شه

.

.

.

واین روند این قدر ادامه پیدا کنه که تبدیل به یه عادت ماهانه بشه

یه دوستی داشتم که میگفت

"هیچ وقت افسوس چیزی که نداری رو نخور اگه هم می خوای افسوس بخوری افسوس اونی رو بخور که داشتی و از دست دادیش"
این روزا این جمله رو مخم پپاده روی می کنه شاید اگه چند سال...ولش کن
من حتی میگم افسوس اونم نباید خورد!!!!

اما الان اینو می دونم خیلی چیزا دارم که نمی خوام از دستشون بدم...می خوام باشم ببینم 

یا اون منو یا من خواهرشو...این جمله مستقیما با خودش بودم
با خود خودش!!!!

هم

همین دیگه....


تاریخ ارسال: شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 20:55 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (6)
شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 22:39
نن جون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وایییییییییییی چه قدر مطلباتون قشنگهههههه
پاسخ:
نن جون


نوتم دیگه
پ چی فکر کردی؟
شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 22:42
نن جون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نوه ی منی دیگه پسرم!
پاسخ:
یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 19:15
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به به تولدت مبارک!
مرسی ک پست + گذاشتی :‏)‏ :‏|‏ ولی بیشتر خنثی بود تا مثبت D:
پاسخ:
یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 22:03
نگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا :‏(‏ ؟!‏
پاسخ:
قیافم موقع نوشتن پست این طوری بود
اما خوب خوبم!!!!!
یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 23:09
فری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این چه حرفیه که دوستت زده؟! ببین حالا که فهمیدم 18 سالته این حق رو بهم بده که عین مادربزرگا بشینم و نصیحتت کنم چون دقیقا 10 سال ازت بزرگترم! اما باور کن این نصیحت مادر بزرگانه نیست! التماسانه است! هیچ وقت افسوس نخور، اما رویاهات رو از دست نده. سفت به اونها بچسب و تا بهشون نرسیدی ولشون نکن. نزار بشی یه آدم 28-30-35 ساله با کلی حسرت. اصلا افسوس به گذشته مسخره ترین کار دنیاست. نا امیدی از آینده هم! ببین، اگه زندگی تو رو 10 بار، نه 100 بار به زمین زد، روشو کم کن! ول نکن هدفتو. خو اول باید یه هدف خوب داشته باشی! که بهش برسی! که بخوای بهش برسی، اصلا باید برسی! چه معنی داره!
(خوار مادرشو هم ول کن! صاف زل بزن تو چشاش ، باهش بجنگ، و ابدا تسلیم نشو. مطمئن باش تو می تونی و اونه که تسلیم میشه، من اینو قول می دم)
پاسخ:
نه تو رو به بیژن نصیحت نکن
آخه بعضی چیزا افسوس داره افسوس داره
اما فعلا هستیم قوی و سرپا مثه بک های سمفراس
با این جمله تو پرانتزتم خیلی حال کردم!!!
سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1391 10:10
Hamid
امتیاز: 0 0
لینک نظر
افسوس خوردن؟! خوب یا بد؟ مسئله این است..
اگه تو رو یاده اشتباهت بندازه خوبه..به یادت میاره که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنی..اما اینکه مدام خودت رو درگیرش کنی و روش متوقف بشی اصلن خوب نیست..به قولی نباید روی بازنده ها درجا بزنی.
پاسخ:
کاملا
با این حال بازم دارم اشتباه چند سال پیش رو تکرار می کنم!!!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد