X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خاطرات یک دیوانه

همینی که هست...دست خودم نیست

مرغ میوه لامپ؟

خب دوباره سلام
در ادامه چس ناله های همایونی و با اشاره بر فرمایشات  حضرت بر اینکه وای..وای ..وای به ولله کریم تو مسلمون نیستی
شروع می کنیم بخش دوم چس ناله ها رو با اینکه
چند وقت پیش یکی بهم می گفت ممل من حس می کنم پیر شدم گفتم نه بابا این احساس ها چیه اصن این حرفا معنی نداره
اما امروز می گم خودم به شخصه حس پیری بهم دست داده از اینکه کل امروز در حال جر و بحث بودم
ته ته همه این بحث ها هم یه بحث دیگس
بحث رو میشه باهاش کنار اومد اما واقعا این که طرف مقابلت به جا اینکه دنبال حل میشکلباشه داره از روی لج بازی با تو بحث می کنه
خب جایی جر این وبلاگ نیس آدم بیاد چس ناله کنه
کلا موندم چه کنم
اصن این بحثارو بیخیال کریـــــــــــــــــــم به ولله مسلمون نیستی
اینم داستانه ما ئه
کلا هر کی یه روز خوب و یه یوز بد داره اما خدایی امروز دیگه عنه قضیه رو در اورده از همه بدتر اینه که تو این روزا هیچکی رو نداری
فقط آرومت کنه
از اینکه منتظر یکی بمونی که شاید دلش خواست آرومت کنه شایدم نه
بازم واسه این یوزا جواب نمی ده
خلاصه که نوشتن همیشه باعث میشه آدم آروم شه حتی اگه خیلی تنها باشه
م.م.ل
(مرغ میوه لامپ)
الکی ما از این نویسنده خفناییم که اسم این طوری دارن

تاریخ ارسال: یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 23:28 | نویسنده: Nathaneil | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394 14:39
م م ل ج
امتیاز: 0 0
لینک نظر
How u doinn?
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد